حالا ما اصلا کاری به تایید یا رد این کار نداریم بیشتر از جنبه کمدی آن به این موضوع نگاه میکنیم.
تجربیات خودتان را دراین مورد بیان کنید و چه بلاهایی برسرشما آمده ؟
ويا اينکه برای دوست خود اگر این اتفاق افتاده بوده و جالب است حتما برای ما بيان کنيد؟
و اصلا چه جوری قايم شدید یا چند ساعت توی کمد و .. بودید لطفا تجربیات خودتان را به آدرس vahid_4_ever@yahoo.com ارسال کنيد یا توی نظر ها بنویسید
تذکر: اگر مایل نیستید اسم خودتان اعلام شود حتما در ای میل خود ذکر کنید
**********************خاطره یکی ازدوستان خودم در این باره*********************
یکی از دوستان خودم که خیلی منتظر بود خانه دوست دختر خود برود یک روز دوستش زنگ زد که مادر،پدرم دارند به شمال میروند و من چند روز تنها هستم خلاصه دوست ما که خر کیف شده بود تا پدر ، مادر دختر به سمت شمال رفته بودند سریعا خودش را به خانه دختر رساند (ساعت هشت صبح) خلاصه هنوز چند دقیقه ای از رسیدن دوست ما در خانه نبود که پدر و مادر دختر برگشتند دوست ما که حسابی هول کرده بود نمیدانست چی کار باید بکنه خانه این دختر نیز مثل اینکه خیلی کوچک بوده و جایی برای قایم شدن نبوده و اصلا در آن لحظه به ذهنش رسیده بوده که پشیمان شدن برگشتن تنها راهی که به ذهنش رسیده بود سمت پنجره بود خانه دختر طبقه دوم بوده با یک ارتفاع نسبتاً زیاد و براتوبان یادگار امام خلاصه از طبقه دوم سقوط آزاد میکنه
این قدر این ارتفاع زیاد بوده وقتی با 2 تا پا آماده بوده پایین از شدت فشار با عرض معذرت از همه شما شلوار خودش را کثيف کرده بوده وهمچنين جفت پاهایش شکسته گی شدید پیدا کرده بود و مثل یک مرده کنار اتوبان افتاده بود و توسط یک ماشین رهگذر به بیمارستان انتقال پیدا کرده بود خلاصه در نهایت نزدیک 6 ماه جفت پاهای دوست ما به قول همه قلم شده بود و هزار مشکل داشت نکته جالب این بود که مادر و پدر دختربه علت اینکه کارت ماشین و گواهینامه خودشان را فراموش کرده بودند فقط برای چند دقیقه کوتاه برگشته بودند و دوباره به سمت شمال راهی شدند
همیشه این دوستم را میبینم بهش میگم پای خودت را فدای دوست دخترت کردی
وحید![]()
آخه این چه جوره دیگه !
آخه چرا دختر پسرها این طوری شدن!!!!!
آخه چرا همدیگرو بازی میدن !!
چرا دوستاشتن ها و رفاقت ها این طوری شده !!!
چرا عشقه منی تو ! میمیرم برات ! بی تو میمرم شده اسباب بازی باسه شماها !!!
چرا تو پسر فکرت دنباله سکسه!
چرا تو دختر پسرو بازی میدی !
به پسره می گی فقط با تو دوستم شبم رو به یاده توصبح می کنم
بعد فرداش میری بقله یکی دیگه می خوابی !!!
وای وای وای !!!
الان تو که داری اینو می خونی میگی این ضده دختره یا 1000 تا حرفه دیگه !
دوست داشتن یا عاشق بودن بچه بازی نیست
یا واقعا وفادار باش یادوره این چیزارو خط بکش !
یکی از بهترین دوستام بخاطره دختر معتاد شد !
دخترا یه چیزی رو فراموش نکنید
پسرا یا عاشق نمیشن یا اگه شدن دیگه نمی تونن اون عشق رو فراموش کنن

وحید![]()
موضوع انشاء : از شعر زير چه مفهومي را برداشت ميکنيد ؟
از اون بالا کفتر ميايه يک دانه دختر ميايه !
سيا بغل جا جا ، تو منه ديوامه کردي !
مـــدادم را در قــــلب سفيد کاغذ فــــشار می دهـــــم تا انشاء ام آغاز شود .اين شعر خيلي با مفهوم مي باشد و من از اين شعر خيلي برداشت ميکنم ! ما هميشه از داخل تلويزيون نگا ميکنيم و پدر من خيلي توی کف اين دخترافغانيه مي باشد و مادرم غيرتي مي شود و به همين دليل پدرم هر شـــــــب شام نخورده مي باشد . مادرم وقتي که خيلي قاطي مي باشد در غذاي پدرممرگ موش ميريزد ولی پدرم خيلی قوی است و هنوز زنده مي باشد . ما اين شعر را در ماشين گوش مي دهيم و پدرم جو زده مي باشد و ما خــــيلي ته چرخ ميکنيم .پدرم اين شعر را براي مادرم ميخواد و به او ميگويد :
" اي دخــتر افغاني من يه ایراني هستم "
ولي مادرم خيلي شاکي مي باشد و با لقد به اونجاي پدرم مي کوبد . ما خيلي به مهماني ميرويم و يکبار پدرم در يک مهماني با اين آهنگ در حالانجام حرکات موزون بود که ما را گرفتن و تا صبح در بازداشت بوديم و خـــيلي خوش گذشت .
پدر من هميشه توي حمام اين آهنگ را ميخواند و خيلي صداي پدرم **** مي باشد و مادرم آبگرمکن را خاموش ميکند و پدرم هميشه بـــــــــعد از حمام به صورت قنديل مي باشد .
پدر من هر شب به برنامه عسل جون زنگ ميزند و خيلي آهنگ در خواست مي کند ولي همه دارند دنبال گيتار اون آقاي تو دماغي ميگردند و کسي پدرم را به پشم های زير بغلش هم به حساب نمي آورد!
من و پدر و مادرم به شعر و ادبيات خيلی دوست داريم و من از اين شعر خيلی برداشت کردم و اين بود انشاء من ....
از شعر بالاشما چه برداشت مي کنيد ؟
هر برداشتی که کردی برای من هم بنویس
وحید![]()
ايـــــران ، عضــــو جـــديـــد بـــاشــگـــاه اتـــمـــــى

پس از يك شبانه روز انتظار براى شنيدن خبر مهمى كه رئيس جمهور وعده آن را داده بود ديروز محمود احمدى نژاد در اجتماع بزرگ بلند پايگان ايرانى و خارجى در مشهد حضور يافت و خبر دستيابى ايران به قدرت غنى سازى در مقياس آزمايشگاهى را اعلام كرد. در اين اجتماع كه مقامهاى لشكرى و كشورى، هنرمندان، محققان، دانشمندان و سفيران كشورهاى خارجى حضور داشتند محمود احمدى نژاد گزارش دستاورد محققان هسته اى كشور را ارائه كرد. پيش از نطق مهم رئيس جمهور محفظه حاوى نخستين فرآورده هسته اى ايران به گنجينه آستان قدس رضوى اهدا شد. در مراسم اهداى اين فرآورده هسته اى به گنجينه آستان قدس رضوى مقامات لشكرى و كشورى حضور داشتند. قائم مقام توليت آستان قدس رضوى به نيابت از توليت اين آستان مقدس در اين اقدام نمادين اين ظرف را دريافت كرد.
متن سخنان رئيس جمهورى به شرح زير است:
ملت شريف و بزرگوار ايران سلام و دورود خدا بر شما، بر شهيدان و آزادگان و جانبازان و ايثارگران شما و سلام خدا بر جوانان برومند و خلاق كه با مجاهدات خود مرزهاى علمى را درمى نوردند. جوانانى كه ملت ما را بر بام معرفت و علم و فناورى جهانى مى نشانند.
ديروز شهيدان و ايثارگران شما ايران عزيز را بربام استقلال و عزت نشاندند و امروز جوانان عزيز ايران اسلامى مى روند تا قله هاى علم و فناورى را فتح كنند.
علم آموزى، تحقيق و پژوهش و مجاهدت علمى فداكارانه نشان ملت بزرگ ايران و خواسته هاى بحق مردم عزيز ايران است. پيامبر عزيز اسلام همه بشريت را به فراگيرى امور فرا مى خواند و بر همين مبنا دانشمندان و جوانان خلاق ما تلاشهاى گسترده اى را براى دسترسى به فناوريهاى مختلف آغاز كرده اند و به پيشرفتهاى قابل توجهى در امور پزشكى، مهندسى، هوافضا و علوم هسته اى دسترسى پيدا كرده اند.
آنچه باعث شد اين جلسه با شكوه برگزار شود خبر ارائه گزارش مربوط به پيشرفت هاى بزرگى است كه در انرژى هسته اى اتفاق افتاده كه آقاى آقازاده گزارش فنى آن را ارائه كردند. دسترسى به چرخه سوخت هسته اى مطالبه ملى همه مردم ايران است
در ۲۸ سالگلی باحاله
در ۳۸ سالگی بی حاله
در ۴۸ سالگی تاپاله
در ۵۸ سالگی زباله
در ۶۸ سالگی مچاله
شیطون بلا
پریسا![]()
حالا چرا؟
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟
بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا؟![]()
نوش دارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا؟![]()
عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا؟![]()
نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا؟![]()
وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار
این همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا؟![]()
آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند
درشگفتم من نمی پاشد زهم دنیا چرا؟![]()
شهریارا بی حبیب خود نمیکردی سفر
راه عشق است این یکی بی مونس و تنها چرا؟![]()
محمد حسین شهریار
وحید و پریسا![]()
تو بيمارستان، جايي كه يكي از افراد فاميل كه به طرز مرگباري مريض بود، بستري شده بود، همه قوم و خويشها تو اتاق انتظار جمع شده بودن .
بالاخره دكتر وارد شد ، با نگاهي خسته ، ناراحت و جدي .دكتر در حالي كه قيافه نگراني به خودش گرفته بود گفت :
"متاسفم كه بايد حامل خبر بدي براتون باشم , تنها اميدي كه در حال حاضر براي عزيزتون باقي مونده، پيوند مغزه ."![]()
"اين عمل ، كاملا در مرحله أزمايش ، ريسكي و خطرناكه ولي در عين حال راه ديگه اي هم وجود نداره, بيمه كل هزينه عمل را پرداخت ميكنه ولي هز ينه مغز رو خودتون بايد پرداخت كنين ."
اعضا خانواده در سكوت مطلق به گفته هاي دكتر گوش مي كردن , بعد از مدتي بالاخره يكيشون پرسيد :" خب , قيمت يه مغز چنده؟";
دكتر بلافاصله جواب داد : "5000
براي مغز يك مرد و 200
براي مغز يك زن ."
موقعيت نا جوري بود , أقايون داخل اتاق سعي مي كردن نخندن و نگاهشون با خانمهاي داخل اتاق تلاقي نكنه , بعضي ها هم با خودشون پوز خند مي زدن !
بالاخره يكي طاقت نياورد و سوالي كه پرسيدنش آرزوي همه بود از دهنش پريد كه : "چرا مغز آقايون گرونتره ؟ " ![]()
دكتر با معصوميت بچگانه اي براي حضار داخل اتاق توضيح داد كه : " اين قيمت استاندارد عمله !
بايد يادآوري كنم كه مغز خانمها چون استفاده ميشه، خب دست دومه
و طبيعتا ارزونتر !!!!
وحید

اگه پسرانبودن کي مامانارو دق مي داد؟
اگه پسرانبودن کي خونه رو مي کرد باغ وحش؟
اگه پسرانبودن تو دانشگاه و ميون جو پسراي درس نخون استاد دلش به چي خوش بود؟
اگه پسرانبودن کي تا ته جزوه هارو خر خوني مي کرد؟
اگه پسرانبودن کي تو کلاس مي رفت گچ مي اوورد؟
اگه دخترانبودن کي حال پسرارو مي گرفت؟
اگه دخترانبودن دخترا به چي مي خنديدند؟
شیطون بلا
پریسا![]()
پرسیدم: منو بیشتر دوست داری یا زندگی رو ؟
گفت: تو رو
پرسید: تو چی ؟ منو بیشتر دوست داری یا زندگی رو؟
گفتم: زندگی رو
قهر کرد و رفت برای همیشه ... دیگه بر نگشت ...
آخه نمی دونست اون همه ی زندگیم بود
_________________________________________________
یه روز عشق از دوستی پرسید :
تفاوت من و تو در چیست ؟
دوستی گفت من دیگران را به سلامی آشنا می کنم تو به نگاهی ...
من آنان را با دروغ جدا میکنم
تو با مرگ
"پریسا"![]()
میخوای با کلاس بشی!!؟؟
اگر شما ذاتا" انسان با کلاسی هستید که هیچ !!! در غیر این صورت باید از هر فرصتی برای نشان دادن این موضوع استفاده کنید . شاید باورتان نشود ولی شما می توانید از جراحت خود نیز برای کلاس گذاشتن استفاده کنید فقط کافیست جواب های زیر را با اندکی قیافه موجه بیان کنید:
اگر شصت پای شما زیر اجاق گاز گیر کرده
و شما آن را باند پیچی کرده اید هر گاه علت آن را از شما جویا شدند باید جواب دهید : "موقع تکان دادن پيانوی بابام پام مونده زیرش"
اگر صورت شما بر اثر جوشکاری زیر آفتاب سوخته
باید بگویید : "از اسکی آخر هفته نمی توانم بگذرم"
اگر به خاطر تک چرخ زدن با موتور براوو جلوی مدرسه دخترانه به زمین خورده اید
در جواب باید بگویید : "با موتور هزار داداشم تو جاده چالوس تصادف کردیم"
اگر انگشت دست شما به ماهیتابه پیاز داغ چسبیده
علت آن را چنین بیان کنید : "دیشب با قهوه جوش اینجوری شد"
اگر بر اثر ضربه ی چکش ناخن شما شکسته
باید بگویید : "به سیم گیتارم گیر گیر کرده"
اگر بر اثر زد و خورد در صف روغن کوپنی زیر چشم شما کبود شده
جوابتان این باشد : "چند روز پیش توپ تنیس به صورتم خورد"
اگر صورت شما بر اثر خوردن خرمای خیرات و چای و شیرینی
مملو از جوش شده علتش را چنین وانمود کنید: "که خواهرتان از هلند شکلات زیادی اورده است"
اگر مینی بوس شما در جاده خاکی چپ کرد و حسابی مجروح شدید
بسیار عصبانی بگویید : "الکی می گویند زانتیا ایربگ داره "
اگر کف دست شما به قوری سماور چسبید
بگویید:"حواسم نبود میله ی شومینه زیادی داغ شد"
اگر موها و ابروهای شما در چهار شنبه سوری سوخت
جواب دهید:"بچه همسایه را از میان شعله های آتش بیرون کشیدم
دیدید کار زیاد سختی نبود
"پریسا"![]()
من خیلی خوشحالم
که تونستم در وبلاگ آقا وحید که یکی از اون پسرای خیلی فعال و روشنفکر است مطالب خودم ویا جمع آوری شده ی خودم رو قرار بدم . همچنین از دختر خانم ها دعوت می کنم برای اینکه بتوانیم حال پسرهارو بگیرم
من رو در این امر یاری کنن .
از همه شما ممنونم که به من سر میزنین "پری"
![]()
با سلام خدمت شما دوستان عزیز
نظر به اینکه بعضی از دوستان گرامی بر من خرده گرفتند که چرا مطالب وبلاگت اینقدر پسرونه هستش (گرچه من از اول آغاز بکار این وبلاگ بر این عقیده بودم) ولی در هر صورت نظر دوستان هم برای من محترم هستش برای همین از این به بعد قرار شده پریسا خانم یکی دیگر از وبلاگ نویسهای جوان در مورد حرف دل دختر ها هم بنویسد .
من در همینجا از شما عزیزان (پسر و دختر ) خواهشندم که اگر متنی در مورد موضوعات این وبلاگ دارید به Emil من یا پریسا و یا در قسمت نظرات بفرستید تا به صورت یک پست در وبلاگ قرار بگیرد
ممنون از شما
دوست کوچکتر شما وحید
اگه پسرا نباشن....واسه کی برین چند صد هزار تومن واسه دماغتون خرج کنین که یه طبقه ببرینش بالا؟
اگه پسرا نباش.....آخه کی موش خونه رو میگیره وکی با دمپایی میزنه تو سر سوسکه؟
اگه پسرا نباشن.....چطوری میتونین چپ وراست پیتزا و کافه گلاسه و....مفتی بخورین؟
اگه پسرا نباشن.....چطوری میتونین عطر و ادکلنهای مختلف که سالی چند بار به مناسبت روز تولدتون خریداری شده رو خودتون (ببخشینا...) بچسونین؟
اگه پسرا نباشن.....چطوری میتونین بگین که مورد ظلم واقع شدین و انجمن و کانون حمایت از زنان تشکیل بدین و برای خودتون مدیر ورییس و دفتر وتشکیلات راه بندازین؟
اگه پسرا نباشن.....که باید مثل موش آبکشیده ساعتها منتظر تاکسی واتوبوس زیر بارون وایسین....
اگه پسرا نباشن.....کی براتون شکلات و آدامس و چیپس و آلباو خشکه و لواشک میگیره؟
اگه پسرا نباشن.....اصلا لیست یاهو مسنجرتون 6 متر از توی کامپیوتر میزنه بیرون؟
اگه پسرا نباشن.....واقعا اینقدر تلاش میکنید که برین دانشگاه و دنبال شوهر بگردین؟
اگه پسرا نباشن.....واسه کی شلوار کوتاه بپوشین؟
ملاحظه فرمودید که چه موجودات مهمی هستیم
سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زود تر راه بيفتند
وقتي ميخواين برين دست به آب با صداي بلند به اطلاع همه برسونين
وقتي از کسي آدرسي رو مي پرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين
کرايه تاکسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون به صورت اسکناس هزاري پرداخت کنيد
همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين
جدول نيمه تموم دوستتون رو حل کنين
روي اتوبان و جاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرعت پنجاه کيلومتر در ساعت حرکت کنين
وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستند مرتب کانال رو عوض کنين
از بستني فروشي بخواين که اسم پنجاه و چهار نوع بستني رو براتون بگه
در يک جمع سوپ يا چايي رو با هورت کشيدن نوش جان کنين
به کسي که دندون مصنوعي داره بلال تعارف کنين
وقتي از آسانسور پياده ميشين دکمه هاي تمام طبقات رو بزنين و محل رو ترک کنين
وقتي با بچه ها بازي فکري مي کنين سعي کنين از اونها ببرين
موقع ناهارتوي يک جمع جزئيات تهوع وگلاب به روتون استفراغي که چند روز پيش داشتين رو با آب و تاب تعريف کنين
ايده هاي ديگران رو به اسم خودتون به کار ببرين
بوتيک چي رو وادار کنيد شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهنهاشو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگين هيچ کدوم جالب نيست و سريع خارج بشين
شمع هاي کيک تولد ديگران رو فوت کنين
اگر سر دوستتون طاسه مرتب از آرايشگرتون تعريف کنين
وقتي کسي لباس تازه مي خره بهش بگين خيلي گرون خريده و سرش کلاه رفته
صابون رو هميشه کف وان حموم جا بذارين
روي ماشينتون بوقهاي شيپوري نصب کنين
وقتي دوستتون رو بعد ازيه مدت طولاني مي بينين بگين چقدر پير شده
وقتي کسي در جمعي جوک تعريف مي کنه بلافاصله بگين خيلي قديمي بود
چاقي و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش يادآوري کنين
بادکنک بچه ها رو بترکونين
مرتب اشتباه لغوي و گرامري ديگران هنگام صحبت رو گوشزد کنين و بهش بخندين
وقتي دوستتون موهاي سرش رو کوتاه ميکنه بهش بگين موي بلند بيشتر بهش مي ياد
بچه جيغ جيغوي خودتون رو به سينما ببرين
کليد آپارتمان طبقه سيزدهم تون رو توي ماشين جا بذارين و وقتي به در آپارتمان رسيدين يادتون بياد! ﴿اين راه هم جنبه هايي از مازوخيسم در بر داره
ايميل هاي فورواردي دوستتون رو هميشه براي خودش فوروارد كنين
توي كنسرتهاي موسيقي بزرگ و هنري ، بي موقع دست بزنين
هر جايي كه مي تونين ، آدامس جويده شده تون رو جا بذارين! ﴿توي دستكش دوستتون بهتره
حبه قند نيمه جويده و خيستون رو دوباره توي قنددون بذارين
نصف شبها با صداي بلند توي خواب حرف بزنين
دوستتون كه پاش توي گچه رو به فوتبال بازي كردن دعوت كنين
عكسهاي عروسي دوستتون رو با دستهاي چرب تماشا كنين
پيچهاي كوك گيتار دوستتون رو كه ۵ دقيقه ديگه اجراي برنامه داره حداقل ۲۷۰ درجه در جهات مختلف بچرخونين
با يه پيتزا فروشي تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشي روبروييش كه اونطرف خيابونه رو بپرسين
شيشه هاي سس گوجه فرنگي و هات سس فلفل رو عوض كنين
موقع عكس رسمي انداختن براي هر كس جلوتونه شاخ بذارين
توي ظرفهاي آجيل براي مهموناتون فقط پسته ها و فندقهاي دهان بسته بذارين
شونصد بار به دستگاه پيغام گير تلفن دوستتون زنگ بزنين و داستان خاله سوسكه رو تعريف كنين
توي روزهاي باروني با ماشينتون با سرعت از وسط آبهاي جمع شده رد بشين
توي جاي كارت دستگاههاي عابر بانك چوب كبريت فرو كنين
جاي برچسبهاي قرمز و آبي شيرهاي آب توالت هتل ها رو عوض كنين
يكي از پايه هاي صندلي معلم يا استادتون رو لق كنين
توي مهموني ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواين كه هر چي شعر بلده بخونه
چراغ توالتي كه مشتري داره و كليد چراغش بيرونه رو خاموش كنين
ورقهاي جزوه ء ۳۰۰ صفحه اي دوستتون كه ازش گرفتين زيراكس كنين رو قاطي پاتي بذارين ، يه بر هم بزنين ، بعد بهش پس بدين
دختر ......... در ۱۰ سالگی مثل شیر برنج می مونه
دختر ......... در ۱۵ سالگی مثل برنج دم نکشیده می مونه
دختر ......... در ۲۰ سالگی مثل برنج دم کشیده می مونه
دختر ......... در ۲۵ سالگی مثل برنج کشیده شده که هنوز کسی بهش دست نزده می مونه
دختر ......... در ۳۰ سالگی مثل برنج کشیده سرد یییییییییی شده می مونه
دختر ......... در ۳۵ سالگی مثل برنج مونده که داره فاسد میشه می مونه
دختر ......... در ۴۰ سالگی مثل برنج فاسد شده می مونه
دختر ......... در ۴۵ سالگی مثل برنج پاکستانی می مونه
دختر ......... در ۵۰ سالگی که دیگه نگو مثل ...... می مونه
ووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو

ولی اگه دقت کنین می بینید که همه دخترا فقط برای مصرف شدن هستند حالا بستگی داره که پسرا بخوان با کدوماشون حال کنن ( از دختر ها فقط باید استفاده کرد )

عشق یعنی ... همون سلام اول.
عشق یعنی ... چیزی مثل تنفس در هوای پاک کوهستان.
عشق یعنی ... یک موهبت طبیعی که باید اونو پرورش داد.
عشق یعنی ... انفجار احساسات.
عشق یعنی ... وقتی دلت می ره نتونی جلوشو بگیری.
عشق یعنی ... جذب شخصیتش بشی.
عشق یعنی ... وقتی تو از اون بخوای که مرد زندگیت بشه
عشق یعنی ... وقتی من و تو ما می شیم

عشق یعنی ... حاصل جمع دو انسان
عشق یعنی ... مایه قوت قلب
عشق یعنی ... شادی و نشاط
عشق یعنی ... جواهر قیمتی خودتو به دست بیاری.
عشق یعنی ... توی ذهنت خودتو با اون مجسم کنی.
عشق یعنی ... وقتی توی انتخابت شک نداری.
عشق یعنی ... وقتی دل پادشاهی می کنه.
عشق یعنی ... وقتی اطمینان پیدا میکنی که اون مرد دلخواهته.
عشق یعنی ... وقتی مردی به دختر دلخواهش برمی خوره.
عشق یعنی ... کم کردن فاصله ها.
عشق یعنی ... کلید یه رابطه محکم.
عشق یعنی ... دو تایی سوار یه ماشین قوی توی پستی و بلندی ها.
عشق یعنی ... فرار کردن به دنیای خصوصی خودتون.
عشق یعنی ... خاطرات خوشی را که با هم داشتین بشماری تا خوابت ببره.
عشق یعنی ... بوی عطرش از خاطرت نره.
عشق یعنی ... از خودت بپرسی چرا دم به ساعت بهت زنگ نمی زنه.
عشق یعنی ... همیشه برای زنگ زدن به هم وقت پیدا کنید.
عشق یعنی ... دلت بخواد هدیه ای به اون بدی که مثل یه گنج نگهش داره.
عشق یعنی ... وقتی با هم مشکل پیدا می کنید به حرفای هم خوب گوش کنید
عشق یعنی ... یادت نره که هر کسی باید بتونه عقیدشو بگه.
عشق یعنی ... خوبی هاشوهم درکنار بدی هاش ببینی.
عشق یعنی ... یه عالمه حرفو با یه اشاره گفتن.
عشق یعنی ... تمام توجهت به اون باشه.
عشق یعنی ... کسی رو داشته باشی که ازت محافظت کنه.
عشق یعنی ... هلش بدی توی مسیر درست.
عشق یعنی ... توی پرداخت صورت حساب کمکش کنی.
عشق یعنی ... یه قرار ملاقات خیلی مهم.
عشق یعنی ... وقتی باهاش قرار داری حسابی به خودت برسی.
عشق یعنی ... مثل توی قصه ها رمانتیک بودن.
عشق یعنی ... احساس کنی که همهء دور و برت روعشق گرفته.
عشق یعنی ... چیزی که از کلمات قویتره.
عشق یعنی ... روی دریای خوشبختی شناور بودن.
عشق یعنی ... بعضی وقتا بی حوصله شدن.
عشق یعنی ... روی هم اسمای قشنگ گذاشتن.
عشق یعنی ... چیزی که شما رو ثروتمندترین آدمای روی زمین می کنه.
عشق یعنی ... بعضی وقتا جز ماه غمزده همدمی نداشته باشی.
عشق یعنی ... جادوش کنی.
عشق یعنی ... کسی رو داشته باشی که لحظات قشنگ زندگیت رو باهاش شریک بشی.
عشق یعنی ... وقتی توی دنیا هیچ چیز جز خودتون دو تا اهمیت نداره.
عشق یعنی ... دو چهره خندون.

عشق یعنی ... یه بازی که تمومی نداره.
عشق یعنی ... چیزی مثل برنده شدن توی بازی.
عشق یعنی ... وقتی شب مهتاب برات شعر می خونه.
در هفته گذشته اعلام شد که تهران يکی از ده شهر نامطلوب جهان برای سکونت شناخته شد
اما تهران جذابيت های منحصر بفردی هم دارد که در هيچ جای دنيا نظير ندارد:
۱) تهران تنها شهری است که می توانيد وسط خيابانهای آن نماز بخوانيد، وسط پارک شام بخوريد، در رستوران به ديدن مانکن های لباس های مدل جديد برويد، در تاکسی نظرات سياسی تان را بگوييد، در کوه برقصيد، اما برای ملاقات با نامزدتان بايد به يک خانه خلوت برويد.
۲) تهران تنها شهری است که در آن دو نفر روی دوچرخه می نشينند، چهار نفر روی موتورسيکلت می نشينند، شش نفر توی ماشين می نشينند، ۲۵ نفر توی مينی بوس می نشينند و ۶۰ نفر سوار اتوبوس می شوند.
۳) تهران تنها شهری است در دنيا که پياده ها حتما از وسط خيابان رد می شوند، اتومبيل ها حتما روی خط عابر پياده توقف می کنند و موتورسيکلت ها حتما از پياده رو عبور می کنند.
۴) تهران تنها شهر دنياست که در آن هميشه همه چراغ ها قرمز است، اما هر کس دوست داشت از آن عبور می کند.
۵) در تهران از همه جای ماشين ها صدا در می آيد، جز از ضبط صوت آن.
۶) در تهران هيچ جای زنها معلوم نيست، با اين وجود مردها به همه جاهايی که ديده نمی شود نگاه می کنند.
۷) همه در خيابان ها و پارک ها با صدای بلند با هم حرف می زنند، جز سخنرانان که حق حرف زدن ندارند.
۸) تهران تنها شهری است در دنيا که همه صحنه های فيلمهای بزن بزن را در خيابان های شهر می توانيد ببينيد، اما تماشای اين فيلمها در سينما ممنوع است.
۹) مردم وقتی سوار تاکسی می شوند طرفدار براندازی هستند، وقتی به مهمانی می روند اصلاح طلب می شوند و وقتی راه پيمايی می کنند محافظه کارند و وقتی سوار موتورسيکلت می شوند راست افراطی می شوند.
۱۰) رانندگی در تهران مثل سياست ايران است، هرکسی هر کاری دلش بخواهد می کند، اما همه چيز به کندی پيش می رود.
۱۱) ماشين ها در کوچه های تنگ با سرعت ۷۰ کيلومتر حرکت می کنند، در خيابانها با سرعت ۲۰ کيلومتر حرکت می کنند و در بزرگراهها پارک می کنند تا راه باز شود.
۱۲) در شمال شهر تهران مردم در سال ۲۰۰۸ ميلادی زندگی می کنند و در جنوب شهر در سال ۷۰ هجری قمری.
ضدحال يعنی وقتی منتظر فيلم مورد علاقت هستی برق بره!
ضدحال يعنی بعد از کلی مصيبت که بابات برات موبايل ثبت نام کرده همه سيمکارتا بياد جز مال تو!
ضدحال يعنی روز تولدت bf-ات جلوی دوستات فقط يه شاخه گل بهت بده و تو هم جلو همه سوسک بشی!
ضدحال يعنی gf-تو بيرون با يه پسر ديگه ببينن!
ضدحال يعنی يه جلسه سر کلاس نری فقط همون يه جلسه استاد حضور غياب کنه!
ضدحال يعنی با شکم گرسنه بری تو صف ژتون تموم کرده باشن!
ضدحال يعنی يه هفته قبل از اينکه جشن تولد بگيری خاله مامانت فوت کنه!
ضدحال يعنی قبض تلفن بياد ....... تومن!
ضدحال يعنی بعد از کلی مخ زدن تو اينترنت همينکه بيای به نتيجه برسی اشتراکت تموم بشه !
ضدحال يعنی با.۹.۷۵ افتادن!
ضد حال يعنی يه مانتو خوشگل بخری همون روز اول گير کنه به صندلی پاره بشه!
ضدحال يعنی صبح ساعت ۷ بری سر کلاس استاد نياد!
ضدحال يعنی شرطی بيدل بزنی امتيازت بشه ۲۵!
ضدحال يعنی بعد اينکه کلی افه زبان اوومدی نمره زبانت بشه۱۰
ضدحال يعنی داداش کوچیکت ۲شاخه مودمو اشتباهن بزنه تو پريز برق!
ضد حال يعنی بری عروسی خانمها و اقايون جدا باشن!
ضدحال يعنی تو اتاقت فيلم نگاه ميکنی همينکه ميرسه جای.........مامان بياد تو!
ضدحال يعنی history پاک نکنی همه ايميلاتو داداشه فضولت بخونه!
ضدحال يعنی نفر ۱۱کنکور شدن!
ضدحال يعنی کارگردان شدن حنا مخملباف!
ضدحال يعنی کاندید شدن رفسنجانی برای انتخابات مجلس!
ضدحال يعنی خواننده شدن میناوند!
ضدحال یعنی حسنی امام جمعه ارومیه!
ضدحال يعنی پژو RD!
ضدحال يعنی فیلم ژاپنی!
.ضدحال يعنی id caller داشتن!
ضدحال یعنی عشق یه طرفه!
ضدحال یعنی گل خوردن دقیقه ۹۰!
ضدحال یعنی صبح روزی که با دوستات میخوای بری کوه بارون بیاد!
ضدحال یعنی از سرویس دانشگاه جا موندن!
ضدحال یعنی با ماشین بابا جریمه شدن!
ضدحال یعنی سلام کنی جوابتو ندن!
ضدحال یعنی عینکت سر جلسه امتحان بیفته زمین بشکنه!
ضد حال یعنی سر جلسه امتحان خدکارت تموم بشه!
ضدحال یعنی با gf-ات بری کافیشاپ دخترخالتو ببینی!
ضدحال یعنی تاکسی سوار شی وسط راه بنزین تموم کنه!
ضدحال یعنی دفترچه تلفنتو گم کنی!
ضد حال یعنی اونیکه خیلی دوستش داری رو نتونی ببینی!

